شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
18
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
به كار برد . در حديبيه نيز بعضى از ياران نزديك پيامبر ، او را بر اين صلح نكوهش كردند ؛ همچنانكه در ساباط ياران و دوستان نزديك امام حسن . . . ولى تصميم راسخ او از اين نكوهش سستى نگرفت و سينهاش تنگ نشد . ( 1 ) و پس از خود نيز اين خطمشى را همچون نمونهئى براى امامان نهگانه - پس از دو سرور جوانان بهشت - بيادگار گذاشت و آنان با الهام از اين نمونه ، سياست حكيمانه و مدبرانهى خود را كه در هنگامهى شرارتها با آرامش و متانت رهبرى مىشد ، انتخاب كردند . در حقيقت اين روش ، گوشهاى از سياست هاشمى خاندان پيامبر است كه مبناى آن هميشه بر پيروزى حق بوده نه پيروزى شخص . امام حسن با اين صلح توانست در سر راه معاويه ، دشمن نهانى از خود او بسازد و بدست خود او وسائل سقوطش را فراهم كند و امكان يافت كه در آهنين بنى اميه را با سوهانى از خود ايشان ، قابل نفوذ سازد و در نتيجه پيروزى ايشان را بىاثر و بيهوده گرداند . طولى نكشيد كه نخستين مادهى قابل انفجارى كه بوسيلهى امام حسن در شرائط صلح كار گذارده شده بود ، بدست خود معاويه منفجر گشت . . آن روزى كه قواى عراق در نخيله به سپاه معاويه پيوست ، وى در حالى كه مست بادهى پيروزى بود ، به خطبه برخاست : « اى اهل عراق ! به خدا سوگند كه من بخاطر نماز و روزه و زكات و حج با شما نجنگيدم ؛ جنگ من با شما فقط براى حكومت بود و خدا مرا به مقصودم رسانيد با آنكه شما نمىخواستيد . ! اينك بدانيد : تمام امتيازاتى كه به حسن بن على دادهام از هم اكنون زير پاى من است ! » و چون كار بيعت بپايان رسيد ، دوباره خطبهئى خواند و در آن از على ( عليه السلام ) ياد كرد و به او و امام